ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

78

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

ايمنى يابند سعى در كارهاى خود را رها وفرصتها ومصالح اسلام را ضايع مىكنند ، وبه مانند ارواحى مىشوند كه هيچگونه تعلّق مادّى ونياز به لوازم جسماني ندارند . ( 21136 - 21133 ) فرموده است : ونسّاكا بلاصلاح . اشاره است به كساني از آنها كه به زهد وپارسايى تظاهر مىكنند ، در حالي كه بىميلى آنها به دنيا برخاسته از صلاح باطن وپاكى نفس نيست ، گفته شده مراد كساني است كه از روى جهل وناآگاهى زهد را پيشه خود ساخته‌اند واين گونه افراد اگر هم طاعت وعبادتي به جا آورند . چون اعمال آنها از روى علم نيست ، صحيح ومقبول درگاه خداوند نبوده واداى تكليف نكرده‌اند ، چنان كه از پيامبر خدا ( ص ) روايت شده است كه : الزّاهد الجاهل مسخرة الشّيطان ، يعنى : زاهد نادان بازيچه شيطان است . ( 21140 - 21137 ) فرموده است : وتجّارا بلا أرباح . اشاره به كساني از آنهاست كه با اعمال فاسد ونادرست خود به سوداگرى پرداخته ومعتقدند كه اين كارها را براي تقرّب به خداوند انجام مىدهند ومستلزم ثواب وپاداش براي آنهاست در صورتي كه چنين نيست ، واژه تجّار وربح هر دو استعاره است ووجه مشابهت آنها آشكار است . ( 21143 - 21141 ) فرموده است : وأيقاظا نوّما منظور از اين كه خفتگانند خوابيدن نفوس آنها در گور طبيعت وبستر غفلت است واز اين نظر در حكم بيدارانى هستند كه چشمهاى آنها گشوده وخردهايشان خفته است . ( 21146 - 21144 ) فرموده است : وشهودا غيّبا . يعنى بدنهاى آنها حاضر ، ولى خردهاى آنها از درك مقاصد دين وكسب فروغ مواعظ وأوامر الهى غايب است . ( 21149 - 21147 ) فرموده است : وناظرة عمياء .